عمق خاموشی ها

من در عمق خاموشی ها

به خواب رفته ام

دیگر نمی شود فصل ها را دید

و بوی نم را احساس کرد

نمی شود آرام بیدار شد

و به فردایی تازه فکر کرد

من در عمق خاموشی ها

به خواب رفته ام

دیگه برام فرقی نمی کنه

که وقتی خوابم, تو تختم یا قبر

مهم اینه که دیگه هیچ وقت چشمام باز نشه...

 

/ 0 نظر / 4 بازدید