عاشقانه های من برای تو ...

عاشقانه های من

فراموشی ..
نویسنده : سارا ش - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱٢

شِنیــده بودم که “خاک سَـــــــــــرد است ایـــــن روزها اما اِنگار آنقـــدر هـوا ســـرد است، کِه زنــده زنــده فراموش می کنیــم یِکدیگـــر را… فِکر تــ ــــــــو را حتَی در میان خَنده هایم نٍمیتوانم پنهانــ کنمــ هَرچقدر که میَخندم باز هَم غَــــــــــــــــم نبَودن تو خودنمایی میکنَد… عشقــــ ما همانند روزهای هفته است ، تو شنبه و من جمعه ! نمی دانم چــــــــــرا ؟؟؟؟ جمعه اینقدر به شنبه نزدیک است اما شنبه اینقدر از جمعه دور ؟! دِلــــــــــــــــم ؛ جایی مانده ای که هیچکَـــــس مسئولیت شکستنت را بر عهده نِمی گیرَد … اِی کاش حَوالی دِل تو هَم “بـــــارانی” بیایَد ٬ زَمینی تَر شَود بوی خاکی بلنَد شَود شایَد کَمی “عاشِقَم” میشدی… باران بِه کِنار… لامصَب این روزها “بــــــــهَارست سکــــــــــــــوت از نداشتن نیست ، از بزرگواریست! برای همیــــن هیچوقت صدای خدا را نمی شنوی!!! خـــــــــــــــــــــــــــدااااااااااااااااااایــــــــــــــــا… درانجمادنگاه های ســــــردمردم.دلم برای جهنمت تنگــــــــــــــ شده


comment نظرات ()
روزهای جوانی ام
نویسنده : سارا ش - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٤
چشمهایت را آرام تر
به روزهایی که جوانیم را
به پای آن گذاشته ام ببند
بگذار در خیالم نام تو همیشه
بر پنجرۀ تنهاییم بتابد
می دانی چه دلشوره ای دارد
نفسی که بی نفس می ماند
پس بگذار یک نفس
با تو، با خیالت
تنهاییم را از بر کنم

comment نظرات ()
تولدت مبارک پسرم
نویسنده : سارا ش - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٤

سلام پسر دلبندم

سلام نازنینم

سلام عزیزدلم

امشب خواب بر چشمانم حرام است و اشک مهمان آن...

گلم خیلی دلتنگتم...

خیلی ...

با تمام وجودم تمنای بودنت را می کنم و این عکس توست که مرا تنها نمی‌گذارد.

ای کاش بودی ...

ای کاش در کنارم بودی ...

فکرم متمرکز نمی‌شود و این حسم است که دارد برایت می‌نویسد.

می‌نویسد تا بتواند به تپیدن ادامه دهد.

بغض راه گلویم را بسته است؛

نفسم برای استشمام بوی تنت به شماره افتاده؛

عزیزکم می خواهمت ...

دوستت دارم ...

هیچ وقت این دوری برایم عادی نمی‌شود،

هیچ گاه نمی‌توانم با نبودنت کنار بیایم،

دلبندم می‌خواهم در آغوشم بفشارمت و به چشمان مهربان و زیبایت چشم بدوزم تا شاید بتوانم ذره‌ای از دلتنگی‌ام را بکاهم،

تا شاید کمی از احساسم را بفهمی،

شاید کمی حس کنی که چقدر دوستت دارم،

نمی دانم تا فردا را چگونه باید تاب بیاورم ...

نمی‌دانم ...

خدایا درد دوریه این مادر دلتنگ را درمان نما.

جگرگوشه ام تولدت مبارک.


comment نظرات ()
رست نوشته های من
نویسنده : سارا ش - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/۸
ﺩﺳﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
ﻋﺎﺷﻘﯽ؟؟؟
ﮔﻔﺘﻢ:ﻧﻪ...
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ؟؟؟
ﻧﻪ...ﻧﻪ...پس ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﯽ؟
ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩﻡ...ﭼﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ...
ﻣﻦ ﻧﻪ ﻋﺎﺷﻘﻢ،ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ...
ﻓﻘﻂ 
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﻜﺴﺘــــــﻪﺍم

comment نظرات ()
تو سهم من نبودی
نویسنده : سارا ش - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/٧

تو سهم من نبودی...

تو سهم من نبودی اما من شبها با خیال تو خوابیدم و خواب

تو را دیدم و تمام پیاده رو های شهر را با دلتنگی تو به این

امید که روزی هم پایم باشی قدم زدم...تو سهم من نبودیو

من تمام غروب هایم را گوشه ی سوت و کور پارک روی

نیمکت سنگی به این امید نشستم که یک روز کنارم بنشینی...

تو سهم من نبودی اما من تمام دلتنگی هایم برای تو بود و

تمام آرزوهایم آرزوی خواستن تو...

و تو چه زود فراموش کردی ... و

 

شاید هم اصلا ندیدی وسعت دوست داشتنم را...


تو سهم من نبودی ...


اما من هنوز هم برایت مینویسم.


comment نظرات ()
زانوی غم
نویسنده : سارا ش - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢

 

 

 

 

 

خیلی سخته یه روزی صدای خنده هات همه جا پخش می ـشد!

اما حالا بعد یه تبسم بغض می ـکنی!سخته شیطونیات جاشو بده به زانو غم بغل کردن!!

سخته یهو از جمع کنار بکشی و بری تو لاک خودت!!

سخته همه فکر کنن چقدر سرت شلوغه و فقط خودت بدونی که چقدر تنهایی !!

سخته دیگه حوصله هیچ چیزی رو نداشته باشی ،تویی که همین چند وقت پیش انرژیت تموم نمی ـشد

 


comment نظرات ()
من غریبه ای بیش نیستم..
نویسنده : سارا ش - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢

 من غریبه ای بیشتر نیستم

در صدایت

در نگاهت

وتو انگار تمام روزگارم هستی

من غریبه ام برای تو

وتو نفس برای من

چیزی بین ما جز احساس نیست

مسافری کوچکم در قلبت

کاش صدایم کنی...

کاش نگاهم کنی...

کاش پیدایم کنی...

وتو...

صاحب تمام فکرم هستی!!!

هرلحظه در انتظارم...

وهر ثانیه که میگذرد

انگار غنچه ی دلم پژمرده تر میشود...

کاش پیدایم کنی!

قلبم بهانه ات رامیگیرد

چشم هایم صبرشان تمام شدنیست

وغنچه ی انگشتانم بی تو پژمرده اند...

ومن هردم شر منده تر میشوم از غریبه بودنم..


comment نظرات ()
هوای باران
نویسنده : سارا ش - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢

باز امشب دلم هوایی شده بود. هوای نوشتن. هوای باران. همان بارانی که زیر نور ماه در زیر آن قدم زدم. هوای کوه. همان که استواریش را بالا رفتم. و باز نوشتن را با خاطره پیوند زدم.

هوای کوی تو ما را ز سر به در نرود ...

باز امشب دلم بهانه می گرفت. بهانه ی تو. بهانه ی آن نگاه پرمهرت که بر دیواره نازک دل من روانه می ساختی. و چه زیبا آن را فرو می ریخت. ریختن دیوار دل همان و برآمدن سیل باران همان.

اکنون هم همان نگاه هاست که دیوار باران را فرو می ریزد. کاش می توانستم آن نگاه را ببینم.


comment نظرات ()
او هم آدم است
نویسنده : سارا ش - ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٩
آدمی که دوستت دارد
خیلی زودبرایت عادی می شود،
حرف هایش، دوستت دارم هایش...
و تو خیلی زود کلافه میشوی
ازبهانه هایش، اشکهایش، توقع هایش.
و چون تصور میکنی که همیشه هست، همیشه دوستت دارد؛
هیچوقت نگاهش نمیکنی
نگرانش نمیشوی،
برای از دست دادنش نمی ترسی
او همیشه هست
اما
او هم آدم است...
روزی که کارد به استخوانش برسد
کوله بار اندوهش را برمی دارد
و بی سر و صدا می رود...
حسی به من می گوید
آن روز، بی اراده صدایش می زنی
اما
جوابی نمی آید...
فقط
برایت
جای پایش می ماند !

comment نظرات ()
در خاطرت بماند..
نویسنده : سارا ش - ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٩
در خاطرت بماند
کسی بود
که بی دلیل بود
بی دلیل دوستت داشت
در خاطرت بماند
آغوشش بعد از خدا
تو را فهمید
بوسه هایش 
عطرِ خوشِ عشق داشت
در خاطرت بماند 
از خنده هایت می خندید
کلافگی هایت بی قرارش می کرد
گاهی میانِ بی حوصلگی هایت بنشین
یک چای بنوش
و فکر کن
به کسی که
هرشب با خیالِ تو و خدا کنارش
چای می نوشید و از تو می گفت
در خاطرت بماند رَدِ دست هایت
تا همیشه ثبت می شود
با یک جمله ی کوتاه :
ماندنی نبود؛ اما بعد از او تنهایی هم آغوشِ من شد
در خاطرت بماند
با تو خط به خطِ عشق را خواند
فهمید
و عاشقتر شد
.
هرچیز را هم اگر نخواستی به خاطر بسپاری
یک چیز را بدان
و همین را تنها به خاطر بسپار
تو
برایِ 
او
دنیایی دیگر بودی
دنیایی ممنوعه برایِ او
که با تو
باکی نداشت از ماندن در آن
تو 
ماندنی نبودی
تقدیم به او که باید باشد و نیست 

comment نظرات ()
دوست داشتن
نویسنده : سارا ش - ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٩
دوست داشتن آدم را سرسخت می کند
این را آن هایی می گویند که تو را
مدت طولانی نمی بینند
بعد یکهو با آدمی مواجه می شوند
که آن آدم قبل نیست
شیطنت هایش؛ خندیدن هایش
حالا دیگر ساکت است
آرام می خندد
حواسش بی هوا پرت می شود
و زیر لب آواز می خواند
دوست داشتن آدم را متعهد می کند
به کسی که نیست
که نمی بیند
و این اوج دیوانگیست
و این اوج دوست داشتن است
نوشته ای از دوست عزیز عادل_دانتیسم 

comment نظرات ()
تمام زندگیم
نویسنده : سارا ش - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٠
تمااااام زِندگیــــــَم قُـــــــربانــــــی عَشقـــــــــــی شُد کـــــــه بی هیـــــــچ اَهَمیَّتــــــــــی گُفتــــــــ:
" ما مالــــه هَم نَشُدیــــم وَ نَخواهیـــــــم شُدچُون سرنوشتمـــــــــــان این استـــــــــــــ "
اما لَحْظه ای نَگُفــــــت:
" سَرنوشتــــ را خیـــــالی نیستـــــ تو مالـــــــــــــــه مَن خواهـــــــــــــــی ماند "
می توانـــــــــست ولی نـــــــــــخواست...


comment نظرات ()
دلم گرفته
نویسنده : سارا ش - ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٠


دلم خیلی گرفته مثل همیشه !
کی میخواد این دلشوره ها تموم بشه خدا میدونه ...
 دلم خیلی تنهاست خدا یه سری به دلم بزن راه دوری نمیره
 منم بنده ات... اشرف مخلوقات که البته الان میون تمام مخلوقاتت به بدبختی گیر
افتادم و راه نجاتی نیست !!!
کاش این که از رگ گردن بهم نزدیکتری رو با تمام وجود حس میکردم
راستی تو که این قدر به من نزدیکی خیلی وقته احساس نمی کنی دیگه این همه غم برام
کافیه؟لذت میبری؟!
کاش دوستم داشتی همین!


   به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی نپرس از چی گرفته 

گفتی از زندگیم برو ، رفـتم و تـو فـقـط گـفـتی بـرو
بـه .... راسـتی ... "بـه سـلامـت" بـود
یـا "بـه جـهـنــم" ...؟؟؟

جدا از اینها . . . . .

ای کاش می شد برگردی ...


ای کاش ......

 


comment نظرات ()
کاش برگردی
نویسنده : سارا ش - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٠

 

 امروزم بدونه تو گذشت ؛ مثل روزهایی که حضور نداری و رفتی !

تو این روزا خیلی اذیت شدم،خدا میدونه چقد....

هر ننه قمری که میاد واسه من تز میده

خب چی میشه کرد یه روز دور دوره تو یه روزم دور من !

مادرم مدتی است میگرید ، چون گمان میکند که بیمارم

یک نفر گفت خوب خواهم شد ، به فراموشیت که بسپارم

به تمامی حرمتت سوگند . . . . . . نمیتونم فراموشت کنم،هیچ وقت!

تو واسم ارزشی قائل نبودی ولی همیشه آرزوم بودی و هستی

من دلم تنگ کسیست که به دل تنگیه من می خند

و بعد از رفتن تو ... 
کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد ... 
هرگز یادی از من نیست  ...
هنوز آشفته چشمان زیبای توام ...
ای کاش می شد برگردی ...
ای کاش ...


comment نظرات ()
آسمان پر ستاره
نویسنده : سارا ش - ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٠

آسمان پر از ستاره است و من تنها نشسته ام

به ماه خیره می شوم او هم مثل من تنهاست

از زمین دور است درست مثل من که از آغوشت دورم

سهم من از تو مشتی خاطرات تلخ و شیرین است

که گاه و بیگاه سر می کشد

از

صندوقچه قلبــم

سهم من از تو فقط تنهایست ..


comment نظرات ()
دلتنگی هایم
نویسنده : سارا ش - ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٠

دلتنگی هایم را زیر بغل زده ام...

نشسته ام در انتظار روز های مبادا!

سهم من از تو...

همین دلتنگی هاییست که بی دعوت می آیند

و...

خیال رفتن ندارند...


comment نظرات ()
به او بگویید...
نویسنده : سارا ش - ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٠

 

به او بگویید این بار "او"های نوشته هایم را به خود بگیرد...

این بار که زیاد دلتنگم...

دلتنگ او یی که هیچگاه دلتنگی را نفهمید...

دلتنگ او یی که مدتها کنارش بودم اما فقط زخم زد...

دلتنگ او یی که وقتی رفت فقط نمک پاشید...

آری دلتنگ او شدم...

اما افسوس حال امروز مرا کسی درک نمیکند حتی خودش


comment نظرات ()
کاش کسی بود
نویسنده : سارا ش - ساعت ٦:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٠

  کاش کسی بود امشب  با من کمی قدم میزد... کمی شعر میخواند و کمی  حرف میزد.. و من

 برایش درد و دل می کردم و برایش اشک می ریختم کاش کسی بود امشب و

 من برایش چای میریختم و او با لبخندی و نگاهی  برایم دست تکان

میداد... کاش کسی بود

 

    امشب...


comment نظرات ()
نتوانستم جوان بمانم
نویسنده : سارا ش - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢٤
 
مرا ببخش اگر
نتوانستم 
بیشتر از این برایت جوان بمانم...
تقصیر روزگار بود ؛
روزهای نیامدنت را
روی دیوارِ صورتم
خط می کشید ...

comment نظرات ()
به یادت و برایت نوشتن زیباست
نویسنده : سارا ش - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢٤
 
به یادت و برایت نوشتـن زیباست .....
بخـوان و دم مزن ... 
      بدان ...
         فقط بدان که ... 
               می خواهمت ..... .
                      می دانم کـه می دانی .... !!
               
 دلم بی اختیار برایت تنگ می شود
 
دلم که برایت تنگ می شود
   می گیرد ...
     فریاد می کشد ...
                  می تپد ...
                      و باز تنگ می شود

comment نظرات ()
← صفحه بعد
 
کد حباب و قلب